روح الله جعفری:
بی بصیرتی!! انحلال خانه سینما!!
هان ای دلِ عبرت بین از دیده عبر کن
هان ایوانِ مدائن را آیینه ی عبرت دان
1-در تمامی جوامع، مدیران و تصمیم گیران سعی بر مماشات با طبقه هنرمند دارند، چون
اعتقاد آن ها بر این است که دنیای هنر آغشته به اکسیر لطایفُ الحِیَل می باشد و
هیچ کس و هیچ نیرویی قادر به رویارویی با آن نمی باشد و اگر هم کسانی، نظام هایی و
یا ایسم هایی بوده اند و یا هستند که چنین کرده اند و یا می کنند، بعدها دریافته
اند و درخواهند یافت که عامل سقوط و محو آن ها، همین درگیر شدن با فرهنگ و هنر
مردم بوده است و بس.
فراموش نشود که انسان بودن، مسلمان بودن، مسیحی بودن و به طور کلی اعتقاد به یکی
از ادیان مسلّم الهی داشتن، خود یک هنر است، آن هم هنری ناب و بس والا.
تاریخ نشان داده است که حاکمانی که با این فرهنگ و هنر و دغدغه های مردم درافتاده اند، پس از مدتی به زیر کشیده شده اند و در این رابطه مصادیق فراوانی در قرآن متقن خداوندِ منّان برای درس و عبرت دیگران که می خواهند از این خط قرمز عبور کنند، آمده است.
2-به جرأت می توان ادعا نمود که طیف (هنرمند) فرهیخته این مرز و بوم از نظر مال اندوزی و رسیدن به طبقه بی درد مرفه، در یکی از پایین ترین لایه های اجتماع جای دارد ولی آن ها با شرافت و پایمردی همچنان ممارست در برافراشتن پرچم هنر قدیمه و مدرنیته می نمایند، نه چونان تهیه کنندگان فیلمفارسی!! سازی که از آب گل آلود ماهی می گیرند و در بی خبری در بستر تعفن و بی فرهنگی گذر عمر در اندوختن مال و ثروت می نمایند و چون قارون دل به دنیا و زر و سیم و نوکری اربابان، زور را قبول و چون کبک سر بر زیر برف کرده اند. اینان، چون بولدوزری ویرانگر در حال تخریب فرهنگ این ملک هستند و گویا کسی دغدغه رفع این نوع سرطان به جان فرهنگ و هنر افتاده را ندارد.
در عرصه سینما جمعی بیش از پنج هزار نفر با سعی وافر و با صرف زمانی طولانی(بیش از دو دهه) خانه ای برپا داشته اند تا سرپناهی باشد برای صنوف مختلف که در آن جا به مناسبت های مختلف گرد هم آیند و لااقل راز دل بگویند و با دیدن همدیگر روحی و فضایی تازه کنند و غم ها از دل بشویند.
آن ها می دانند و چه خوب واقفند که چون ویترینی هستند که جامعه
منویات درونی خویش را در آن مشاهده می کند و هنرمندان دل خوش می دارند که مردمان
این مرز و بوم پرنده دلشان به سوی بوم آن ها پرواز می کند و به یاد آن ها هستند.
3-یکی از نجیب ترین، مردمی ترین و مظلوم ترین از طیف هنر این سرزمین کهن سالِ
مسلمان پرور ایران، هنرمندان سینما می باشند، ولی چه اتفاق نامیمونی رخ داده است و
چه به روز و حال او آورده اند که پتکی سنگین برداشته اند و بر سر خانه اش می کوبند
و می خواهند آن را ویران کنند!
به راستی چرا باید چنین شود؟! چرا باید جماعتی خود را از ما
بهتران بدانند؟ و یا خود را عالم تر و دلسوز تر از دیگران نسبت به حفظ انقلاب و
کیان این مرز و بوم تلقی نمایند و خود را محق در اتخاذ و انجام هر تصمیمی بدانند؟!
دندانه ی هر قصری پندی دهدت نونو
پندِ سرِ دندانه بشو ز بُنِ دندان
به راستی چرا باید شما عالیجنابان!! بدون بصیرت و آینده نگری لازم، بدون موقعیت شناسی، بدون این که درک کنید که در باتلاق های خوفناک اجتماعی و جهانی دچار شده ایم، با اتخاذ چنین تصمیمی غلط، (انحلال خانه سینما) یک موج نفرت توأم با مخالفت عمومی ایجاد کنید؟!
4-هنر مدیریت در ویران کردن، آن هم ویران کردن نقاط مثبت و به رخ کشیدن نقاط منفی نمی باشد. در هیچ خطی از خطوط درس مدیریت اسلامی و تعامل با جامعه فرهیختگان و هنرمندان و اهل ادب پیدا نخواهیم کرد سطری و حتی لغتی و یا نقطه ای که مُهر تأیید بر اینگونه اَعمال زند.
با مغلطه و سفسطه کردن و در پشت درهای بسته بدون در نظر گرفتن خواسته های ملت، اینگونه تصمیمات بی تدبیر و بی بصیرت گونه را اتخاذ و اجرا نمودن، نه تنها هنر مدیریت نیست، بلکه ضد هنر مدیریت آن هم از نوع دینی آن می باشد و ملت در حافظه تاریخی خود، در هیچ زمانی نمره خوبی به آن نداده و نمی دهد و نخواهد داد.
5-آیا با انحلال خانه سینما همه مشکلات طیف وسیع هنرمندان(عرصه هنر سینما؛ تئاتر، خط، موسیقی، مجسمه سازی، نقاشی، شعر، ادبیات و... و هنر انسان بودن، مسلمان واقعی بودن و...) حل می شود و شما آقایان و شما اتاق فکر آقایان، بر خود خواهید بالید که در زمان مدیریت با کفایت! و با درایت! و بصیرانه تان همه مشکلات را حل کرده اید و دیگر هنرمندی یافت نخواهد شد که؛
- به علت فقر، خجالت زن و فرزندان خود را نکشد.
- از ابتدای ماه، دغدغه پرداخت کرایه خانه محقر خود را در آخر ماه نداشته باشد.
- از خود و خانواده و دوستانش شرمنده نباشد که در مراسم های پر زرق و برق فقط از اوبه عنوان یک ابزار، آن هم در حد یک سیاهی لشکر استفاده نخواهند نمود.
و..
6-کسانی که مدیریت ارشد حاکم بر دنیای هنر این مرز و بوم را یدک می کشند، حال چه
با بصیرت خود و یا چه با کمک اندیشه اتاق فکرهای مختلف، باید هوشیار باشند که
مشاوران شان جامی با محتویات بسیار زهرآگین به آن ها داده اند تا با نوشیدن آن،
تصمیم به انحلال خانه سینما بگیرند و عجبا!! که مرتب بر تصمیم خود پای می کوبند و
اصرار دارند که دیگر خانه سینما را برای همیشه با این ترکیب و شمایل باید منحل و
بسته شده تلقی کرد.
آیا کسانی که از جیب این ملت می خورند و حقوق بگیر و مدیون این مردمان نجیب بوده و
هستند، چه خیال می کنند!!؟ آیا فکر می کنند که در حال جنگ با دشمن خانگی هستند و
یا با دشمنان خارجی که در تخیل خود ساخته اند، در حال ایثار و جان فشانی می
باشند؟!!
بهتر است دست از مغلطه بردارید. ملت گول نمی خورد، مخصوصاً طیف فرهنگ پرور و هنرمند این مرز و بوم کهن که آراسته به زینت اسلام محوری می باشد، فریب نمی خورد و اگر فعلاً چیزی نمی گوید، گذاشته است تا شما خوش رقصی های خود را بنمایید و دیگر جای هیچگونه عذر و بهانه ای باقی نماند، آن وقت جواب متقن و عالمانه ای برای شما خواهد داشت.
گفتی که کجا رفتند آن تاجوران اینک
زیشان شکم خاک است آبستن جاویدان
7-آقایان، شما از برکت این ملت بر سر کار هستید. شما حق ندارید بر این ملت آقایی و اربابی کنید.
بس پند که بُوَد آنگه در تاجِ سرش پیدا
صد پند نو است اکنون در مغزِ سرش پنهان
شما حق ندارید انتظار داشته باشید که هر چه می گویید ملت سمعاً و طاعتاً، گوش به فرمان شما باشد. ملت و
مخصوصاً طیف هنرمند و هنردوست، فقط و فقط بر افکار سالم و متعادل و خیرخواهانه شما که به کار ایران کهن سال می آید، مهر تأیید می نهد و بس.
شما حق ندارید به ملت بگویید که چه خوب است و یا چه خوب نیست.
شما حق ندارید که به ملت بگویید که چگونه فکر کن.
شما حق ندارید به ملت بگویید از چه کسی اطاعت و از چه کسی پیروی نکن.
البته شما حق دارید و وظیفه مسلّم تان است که دنباله رو ملت باشید. همانطوری که امام راحل(ره) فرمودند"شما نوکران ملت هستید". اما گویا نقش خویش را فراموش کرده اید و شما ارباب ملت شده اید!
عجبا!!،یک خدمتگزار، یک نوکر، در کجای دنیا یافت می شود که به ارباب خود دستور دهد، خانه او را تصاحب کند و با مغلطه و فریب او را به دایره بردگی فکری بکشاند!
8-راه حل چیست؟
باید دست از ریاکاری بردارید، هیچ وقت شما مسلمان تر، دلسوز تر
از ملت نمی باشید. هیچ وقت شما فهیم تر از طیف فرهنگ پرور و اندیشمندان و هنرمندان
نمی باشید. پس، باید دنباله رو ملت باشید و هیچ وقت سعی نکنید از ملت جلوتر گام
بردارید تا همه چیز به حال عادی و مطلوب خود برگردد. با پاک کردن صورت مسئله، مشکل
حل نمی شود. با پوشاندن جای دمل چرکین نمی توانید ادعا کنید که محل بد بو و پر از
چرک را جراحی کرده اید... آن قدر شجاعت داشته باشید که از مردم، مخصوصاً هنرمندان
سینما پوزش خواسته و سعی بر تلطیف قلوب نموده و بیایید یک بار هم که شده است از
جامعه اندیشمندان و هنرمندان این مملکت پوزش بطلبید و پای درد و دل آن ها، صمیمانه
و نه از روی ریا بنشینید و آن گاه به دور از تغذیه فکری بی خردان و کژاندیشان اتاق
فکرهای گوناگونی که ایجاد کرده اید، برای رضایت خدا، راهی به ثواب و صواب بروید.
انشاءالله که خداوند یک چنین فرصت و نعمتی را به شما بدهد.
هان ای دلِ عبرت بین از دیده عبر کن
هان ایوانِ مدائن را آیینه ی عبرت دان
